جریان سیاسی بیرلیک یولی بر اساس ضرورت مبرم شرایط ویژه کنونی افغانستان به میان آمده است.
افغانستان کشوریست با تاریخ شورانگیز طولانی که در آن اقوام و اتنیک های متعدد و مختلف سکونت داشته، همین ویژه گی آنرا به گهوارهٔ فرهنگ کهن و اصیل منطقه و مرکز رنسانس شرق تبدیل نموده که چندین سده قبل در بین ملل آسیا به اوج تجلی و ترقی خود رسیده و مقام عالی و ارجمندی را کسب نموده بود. اما در طی بیشتر از دو سدهء پسین با ایجاد حکومت های اجیر و مزدور ارتجاعی با داشتن ایدئولوژی های قومی، قبیلوی، استبدادی، برتریت طلبی فئودالیتهء وابسته به قدرت های بیرونی، در گنداب کهنه پرستی غرق نموده روند تکامل طبیعی و سالم جامعه را به کندی وانحراف مواجه ساخته و با عملکرد های پدیده شوم سیطرهٔ استعمار بریتانیای کبیر وسوسیال امپریالیسم روس، نظام های مزدور و دست نشاندهء داخلی، بزرگترین صدمه را در پیکر این سرزمین کهن وارد نموده و مردمان ساکن این خطهء باستانی، هزاران رنج، مشقت و فشار را در بین این دو سنگ عظیم استثماری و استعماری متحمل گردیده و ابعاد تخریبی و ویران کننده این دو پدیدهء شوم تا به امروز دامن گیر این سرزمین حماسه آفرین و مردمان مستضعف، ستمکش و در هم تنیدهء آن بوده است. در گذشته ها زمانیکه کشور مورد تهاجم قدرت های خارجی قرار میگرفت، همه ساکنان این خطه مرد خیز و دژ تسخیر ناپذیر متحداً دوشادوش همدیگر برای کسب استقلال و آزادی خویش مقاومت فرا گیر ملی را بر پا داشته، با دادن قربانی های بیشمار، قهرمانی ها و افتخارات تاریخی را به صورت مشترک کمایی مینمودند. از جانب دیگر تجربه های غم انگیز گذشته نشان داد که بار ها حاصل این فدا کاری ها به جای اینکه بر استحکام وحدت ملی، تحقق استقلال سیاسی و ترقی اجتماعی بانجامد، در میدان کشمکش ها و منفعت جوی های اشخاص وابسته به گروه های ارتجاعی که خود را به ناحق قاعد و سردار اقوام معرفی مینمودند، بر باد فنا سپرده شده و زمینهء فاجعه های بزرگ، چون نفاق ملی در بین اقوام مختلف، رکود اقتصادی، انحطاط فرهنگی و اجتماعی بر سرنوشت مردم ما مسلط گردیده فروغ نور و سعادت جای خود را به ظلمت، تاریکی و تباهی ها سپرده است. دامن زدن به اختلافات زبانی، قومی، سمتی، منطقوی، مذهبی و غیره توسط اجانب و عمال داخلی شان، مردم ما را به چندین پارچهء متخاصم تقسیم نموده و کشور ما را بطرف انواع بحران ها فرو برد و از این آشفته بازار تعدادی محدود تکه داران قومی و منفعت جویان فاسد سیاسی و نظامی بهره گرفته به سرمایه های هنگفت و بارگاه های فرعونی دست یافتند و مردم (شامل تمام اقوام ) مظلوم، مستضعف و محروم کشور ما همچنان با فقر، محرومیت و تنگدستی دست و پنجه نرم نموده تلفات سنگین جانی و مالی را متحمل شدند. رسیدن به سرزمین ثبات، وحدت، پیشرفت و نجات از بحران ها و وضعیت طاقت فرسای موجوده از زیر سیطره و حاکمیت فوندامنتالیسم استبدادی و فرقه گرایانهء شیطنت آمیز طالبانی که ثمره کهنه پرستی نظام های دوسرهء مزدور استعمارگران غربی و شرقی، در صورتی امکان پذیر خواهد بود که رژیم مستبد کنونی و بنیادگرأ به برتری طلبی ها، انحصارگری ها، اعمال فاشیستی، غضب حقوق سایر اقوام، ملیت ها و مذاهب، نقطه پایان گذاشته راه منطق و اصول انسانی را جهت داعیهء دفاع از حقوق حقهء تمام شهروندان کشور و غلبه بر مشکلات و بحران های موجوده را انتخاب نماید، که این کار برای آنها یک امر مشکل و غیر ممکن است در حالیکه بالاتر از اراده جمعی انسان های عاقل نیست، ولی متأسفانه از عملکرد های افراطی و عقبگرایانهء روز افزون این گروه متحجر نظامیگر در قبال مردم بیچاره و جامعهء به انزوا کشانیده شدهء ما چنین استنباط میگردد که آنها هرگز و به هیچ وجه اراده و نیت این عمل نیک انسانی را نخواهند داشت. بمنظور حذف این گروه نظامیگر عقبگرأ و غیر قابل اصلاح از جامعهء به بحران کشیده شدهء افغانستان ایجاب مینماید که در قدم نخست شرایط بیرونی و داخلی باری حذف این گروه نظامیگر کرایی و سرمایه اندوز مساعد ساخته شود. که انشاالله در این راستا بشکل آگاهانه کار های ثمر بخشی صورت گرفته است.